تبليغاتX
روز نوشت های انار بانو
دل تنگتم نمیدونم چرا!

.

.

.

یه سوی این قصه تویی!یه سوی این قصه منم!

بسته بهم وجود ما تو بشکنی من میشکنم!!

گریه کنم یا نکنم؟ حرف بزنم یا نزنم؟ من از هوای عشق تو دل بکنم یا نکنم!

نه از تو میشه دل برید ،نه با تو میشه دل سپرد

نه عاشق تو میشه موند، نه فارغ از تو میشه مرد

هجوم بن بست رو ببین هم پشت سر هم رو به رو

 راه سفر با تو کجاست؟ من از تو میپرسم بگو!

بن بست این عشقُ ببین هم پشت سر هم رو به رو

راه سفر با تو کجاست؟ من از تو میپرسم بگو!

گریه کنم یا نکنم؟ حرف بزنم یا نزنم؟ من از هوای عشق تو دل بکنم یا نکنم؟

تو بال بسته منی من ترس پرواز توام

 برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم؟

+ : نوشته شده توسط انار بانو : جمعه هفتم فروردین 1388 : ساعت 13:43 :
فکر  کنم این اقا یا خانوم غریبه دلشون نمیخواد خودشون رو معرفی کنند! من تمایل داشتم ببینم کی هستند ولی فکر کنم دیگه ایشون مایل نیستن! من تقریبا ۳ ماهه منتظر ایشونم ببینم کی هستن!
+ : نوشته شده توسط انار بانو : سه شنبه سوم دی 1387 : ساعت 16:17 :